حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 169
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دجله انداخته سلوكيّه را گرفت و آديابن را ضميمه روم نمود از طرف پارتىها مخالفتى به عمل نيامد زيرا دولت پارت در انحطاط بود و بعد چون سور مشكلات جهانگيرى را در اين صفحات مشاهده كرد مصمّم شد مراجعت نمايد و ليكن ميخواست الحضر را بگيرد زيرا در آنجا معبدى بود متعلّق به ربّ النّوع آفتاب كه از حيث ذخائر و ثروت شهرتى بسزا داشت محاصرهء الحضر بدرازا كشيد و بالاخره امپراطور از تسخير آن مأيوس گرديده عقب نشست ولى آديابن جزو ممالك رومى گرديد و تفوّق روم در ارمنستان و ادس « 1 » مستحكم شد بلاش در 208 م . درگذشت اشك 27 - 28 بلاش پنجم و اردوان پنجم بعد از بلاش چهارم دو پسر او بلاش و اردوان در سر سلطنت منازعه كرده و بالاخره قرار دادند كه بلاش در بابل و اردوان در ممالك غربى ايران سلطنت كنند معلوم است كه « دو پادشاه در اقليمى نگنجند » و جنگ خانگى درگرفت روميها فوقالعاده خوشحال شدند و امپراطور روم كاراكالّا پسر سپتيمسور از گرفتاريهاى دشمن روم بجنگ داخلي بسناى روم تبريك گفت . كاراكالّا كه در ابتداء بلاش پنجم را بسلطنت ايران شناخته بود بعد سفيرى نزد اردوان با هدايا فرستاده پيغام داد كه اگر اردوان دختر خود را به او دهد اين وصلت باعث تحكيم روابط دو دولتى خواهد شد كه بعالم آن روزى حكومت دارند در ابتداء اردوان كه از رفتار خائنانه كاراكالّا نسبت به پادشاه ادس و ارمنستان مطّلع بود راضى به اين امر نگرديد و مؤدبانه جواب ردّى داد كاراكالّا متقاعد نشد وباز سفيرى فرستاده خواهش خود را تكرار كرد اردوان جواب داد كه خود امپراطور بيايد زنش را ببرد اين بود كه كاراكالّا با قشون زياد بحدود ايران آمده مجلس جشنى برپا كرد ولي وقتى كه اردوان با همراهانش وارد
--> ( 1 ) - ادس شهر مهمّى بود كه اكنون موسوم به ( اورفا ) و در نزديكى ديار بكر واقع است